|
تصنیف پرواز ... به دنبال فانوسی ام تا شاید بتوان با آن از این تودرتو های به هم گره خورده راه را یافت ...
|
و چه راحت می شکنیم ... چه فرقی دارد شیشه یا دل مهم شکستن است که می شکنند ... صدایش شاید برای تو « مخاطب خاص دارد » خوشایند ترین صدای دنیا باشد کسی چه می داند !
پی نوشت : دل که رنجيد از کسي خرسند کردن مشکل است شيشه بشکسته را پيوند کردن مشکل است کوه را با آن بزرگی می توان هموار کرد حرف نا هموار را هموار کردن مشکل است
[ دوشنبه 12 دی1390 ] [ 10:56 ] [ فرشته صالحی ]
[ ]
از همان ابتدا دروغ گفتند!
مگر نگفتند که “من” و “تو” ، “ما” می شویم؟! پس چرا حالا “من” این قدر تنهاست! از کی “تو” اینقدر سنگ دل شد؟!… اصلا این “او” را که بازی داد؟!… که آمد و “تو” را با خود برد و شدید “ما”! می بینی قصه ی عشقمان! فاتحه ی دستور زبان را خوانده است از بچگی پر کردن جاهای خالی برایم سخت بود فرقی نمی کرد فارسی تاریخ …. جاخالی نده! این همه جاخالی زیاد نیست؟
[ دوشنبه 12 دی1390 ] [ 10:51 ] [ فرشته صالحی ]
[ ]
[ یکشنبه 6 آذر1390 ] [ 11:49 ] [ فرشته صالحی ]
[ ]
آرام تر سکوت کن ...
صدای بی تفاوتی هایت آزارم میدهد ...
[ چهارشنبه 2 آذر1390 ] [ 21:52 ] [ فرشته صالحی ]
[ ]
[ چهارشنبه 2 آذر1390 ] [ 21:36 ] [ فرشته صالحی ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |